شیدای شهوت قسمت چهارم (پایانی)
مشاهده قسمت سوم فصل چهارم: آتش در سایه! بعد از ورود به خونه، اولین چیزی که دیدم، قمبل شیدا بود. شیدا در حالی که…
مشاهده قسمت سوم فصل چهارم: آتش در سایه! بعد از ورود به خونه، اولین چیزی که دیدم، قمبل شیدا بود. شیدا در حالی که…
مشاهده قسمت دوم فصل سوم: نقاب سپید! از بیمارستان که در اومدم، تو ماشین به آیدا زنگ زدم. با تأخیر جواب داد و طبق…
مشاهده قسمت اول فصل دوم: دلباختهی خطا! تقریباً تلمبههای آخرم بود. چشمهام رو بستم و سرعت تلمبههام رو بیشتر کردم. چند لحظه مونده به…
فصل اول: اغواگر! میدونستم دیشب از ماهعسل برگشتن. آیدا یه ربع قبل از اینکه سوار هواپیما بشن بهم پیام داده بود که داریم برمیگردیم. یه…
من سینام ۳۰ سالمه قدم ۱۸۰ و کیرم ۱۵سانت و خانومم فاطمه ۲۷ سالشه قدش ۱۷۵ خیلی سفید سینش ۹۰ کمر باریک کون گنده میخوام…
+بجنب غزل، ساعت هفت شد ، تا برسیم دیر میشه ها ، تا خونه الهه و رضا یک ساعت راهه با این ترافیک -انقدر غر…
سلام من اسمم پرهامه ۳۰ سالمه و زنم اسمش مرجانه و ۲۹ سالشه. مرجان یه دوستی داره به نام دلارام و کلا خیلی دوست پسر…
سلام اسم من نیکا ۲۶ سالمه و داستان تریسام که میخوام تعریف کنم برای ۲ سال پیشه و من اون موقع به عنوان مترجم توی…
با سلام، من ستاره هستم و 25 سالمه داستانی که تعریف میکنم برا چند سال پیشه،اول از همه بهتون بگم داستانم جزئیات زیادی داره و…
(بخاطر امنیت افراد اسامی عوض شده) سلام دوستان میخواستم خاطره واقعی و لذت بخشی که واسه من همسرم اتفاق افتاد واستون تعریف کنم.از خومون بگم…
لطفاً تأیید کنید که میخواهید این عضو را بلاک کنید.
دیگر نمیتوانید:
لطفا توجه داشته باشید: این عمل همچنین باعث حذف این عضو از دوستان شما و ارسال گزارش به مدیر سایت میشود. لطفاً برای تکمیل این فرآیند چند دقیقه صبر کنید.